سر معمای عشق - عطار نیشابوری

خرید بک لینک
سر معمای عشق - عطار نیشابوری

تاريخ : پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵ | 2:42 | نویسنده : ن-همتی

عقل کجا پی برد شیوهی سودای عشق

باز نیابی به عقل سر معمای عشق

عقل تو چون قطرهای است مانده ز دریا جدا

چند کند قطرهای فهم ز دریای عشق

خاطر خیاط عقل گرچه بسی بخیه زد

هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق

گر ز خود و هر دو کون پاک تبرا کنی

راست بود آن زمان از تو تولای عشق

ور سر مویی ز تو با تو بماند به هم

خام بود از تو خام پختن سودای عشق

عشق چو کار دل است دیدهی دل باز کن

جان عزیزان نگر مست تماشای عشق

دوش درآمد به جان دمدمهی عشق او

گفت اگر فانیی هست تو را جای عشق

جان چو قدم در نهاد تا که همی چشم زد

از بن و بیخش بکند قوت و غوغای عشق

چون اثر او نماند محو شد اجزای او

جای دل و جان گرفت جملهی اجزای عشق

هست درین بادیه جملهی جانها چو ابر

قطرهی باران او درد و دریغای عشق

تا دل عطار یافت پرتو این آفتاب

گشت ز عطار سیر، رفت به صحرای عشق

عطار نیشابوری


♥Theme Create By king♥

ترنم یک باران...

ما را در سایت ترنم یک باران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 14:02

صفحه بندی