گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود - قیصر امین پور

خرید بک لینک

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی بساط عیش خودش جور می شود

گاهی دگر، تهیه بدستور می شود

گه جور می شود خود آن بی مقدمه

گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود…

گاهی برای خنده دلم تنگ می شود

گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

گاهی تمام آبی این آسمان ما

یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود

ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم کجایی چه می کنی

بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

قیصر امین پور

ترنم یک باران...

ما را در سایت ترنم یک باران دنبال می‌کنید

برچسب: گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود,گاهی گمان نمیکنی,گاهی گمان نمیکنی میشود,گاهی گمان نمیکنی و میشود شاعر,گاهی گمان نمیکنی و,گاهی گمان نمیکنی ولی میشود شریعتی,گاهی گمان نمیکنی اما میشود,گاهی گمان نمیکنی که میشود,گاهی گمان نمیکنی ولی,گاهی گمان نمی کنی ومیشود, نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 6:59

صفحه بندی